چهارشنبه سوری؛ آیینی باستانی که جای خود را به ترقه بازی داده است

چهارشنبه سوری

مدرنیته شدن بافت شهری، آداب و رسوم را هم دستخوش تغییر کرد و جشن ها از چهره سنتی خارج و با ایده های امروزی آمیخته شدند.آداب و رسوم چهارشنبه سوری هم یکی از سنت هایی بود که از غافله تغییر عقب نماند و صداهای گوشخراش ناشی از انفجار وسایل آتش بازی دست ساز، جای هیزم های خشک درختان راگرفت.

واپسین روزهای اسفندماه، نوید نزدیک شدن سال نو و برگزاری مراسم پیشواز به نوروز را می دهد. آیینی نمادین که با فراهم کردن آتش و پریدن از آن آغاز و به امید گرفتن شادابی و سرخی شراره آتش و دادن بیماری ها به آن پایان می گرفت.

سرخی شراره آتش نه تنها بیماری را با خود نمی برد بلکه موجب قطع عضو، سوختگی شدید و صحنه های دلخراشی می شود که جبران ناپذیر است و شادابی و سرخی را به ارمغان نمی آورد.

دگرگونی هایی که این نوع مراسم ها را از هدف و شکل آیینی خود دور ساخته و دیگر یادآور آشتی، دورهمی و خنده های کودکانه نیست و حتی خانواده هایی را در آستانه نوروز داغدار می کند.

به عبارتی رفتارهای آمیخته به هرج و مرج برخی افراد در این روز، آیین چهارشنبه سوری را تخریب کرده اند تا آن جا که سوگیری هایی نسبت به آن در جامعه شکل گیرد و برخی نگاه سلبی به آن داشته و به جای چاره جویی در پی پاک کردن صورت مساله باشند.

مراسمی که رسم شادی آفرین چهارشنبه آخرسال ایرانیان برای طلب آرامش بود، از دگرگونی های نوین دورنماند و امروز این رسم ملی جای خود را به ترقه بازی های پرسروصدا و خطر آفرین داده است موضوعی که به باور کارشناسان، با ابزارهای فرهنگی و هنری و برنامه ریزی در زیرساخت ها می توان زمینه های لازم برای پیشگیری از این حوادث را فراهم کرد.

بر همین اساس، کارزارهایی با هدف ایمن سازی مراسم این روز در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به راه افتاده است؛ پویش هایی اجتماعی و فرهنگی که هدف آن افزایش آگاهی مردم از فلسفه واقعی این آیین و پیشگیری از رخدادهای ناگوار برای شهروندان است.

در همین راستا، «هوشنگ جاوید» پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران در گفت وگو با خبرگزاری ایرنا، به بررسی پیشینه تاریخی، روند ملی شدن و چگونگی تغییر آداب، رسوم و آیین هایی این چنینی که در اذهان مردم جای گرفته است و ارایه طرح های بهینه شدن آن پرداخت.

متن کامل گفت وگو  با «هوشنگ جاوید»  به شرح زیر است:

پیشینه تاریخی چهارشنبه سوری در کتاب های مختلف، به روایت های متفاوت مطرح می شود. نظر شما در این مورد چیست؟ در ارتباط با چهارشنبه سوری در وهله نخست باید گفت این مراسم ساخته و پرداخته ذهنیت مردانی حکومتی است که در دورانی فعال و خود را عالم روزگار در علوم مختلف متصور می کردند. دلایل متقن و محکمی در کتاب های تاریخی کتابخانه ها وجود دارد که افراد می توانند مراجعه و مطالعه کنند.

بسیاری از افراد بر این باورند که این رسم از کیش زرتشت گرفته و رواج پیدا کرده است. در حالی که در این دین، اعتقادی به نحسی زمان یا روز وجود ندارد و لحظه ای از لحظه های خداوند را اصلا نحس نمی داند. همچنین پریدن از روی آتش از نگاه یک زرتشتی به مثابه بزرگترین گناه روی زمین به شمار می رود چرا که آتش مقدس است و چیزی است که باید به آن احترام گذاشت. هرگز یک ایرانی زرتشتی از روی آتش نمی پرید. صحبت با موبدان زرتشتی و مطالعه کتاب ها، این امر را ثابت می کند. پس نه روزی نحس بوده و نه پریدن از روی آتش رسم بوده است.

در کدام کتاب تاریخی آمده که ترقه زدن و انفجارهای مهیبی که موجب آزار مردم می شود در سنت ایرانی بوده است. اذیت کردن و آزار رساندن در فرهنگ باستان، جز بزرگترین گناهان نابخشودنی به شمار می رفت و فرد خاطی محکوم به شلاق خوردن می شد.

پس از نظر شما تاریخچه رسم چهارشنبه سوری به چه دورانی برمی گردد؟ ریشه پریدن از روی آتش، درست است که برخی به دوره «حمورابی» ششمین امپراتور بابل یا گذشتن «سیاوش» شخصیت شاهنامه از آتش نسبت می دهند اما این نمونه ها مانند این است که بدون در نظر گرفتن اتفاق های مختلف و باورها و کیش ها، تاریخی را به تاریخی بچسبانیم. این رسم بنابرآنچه تاریخ از آن یاد می کند از دوره پس از اسلام به ویژه حمله مغول ها به ایران باب شد. زمانی که مرسوم شد کسی که می خواهد توبه کند و خداوند از گناهانش بگذرد، باید حتما از روی آتش بگذرد.

در دوره قاجاریه که فشار ورود انگلیسی ها به ایران زیاد و روشنفکری فرهنگی مد می شود، مردان درباری، به فکر ساخت آیینی برای جذب گرایش های مردمی به همدیگر و ایجاد همبستگی می افتند. در دوره پهلوی اول هم این امر برجسته تر می شود تا آن جا که به جای تعریف درست، تحریف صورت می گیرد و چهارشنبه سوری به صورت رسم جدی و ملی ایرانیان در روزنگارها ثبت می شود.

چرایی برگزاری این جشن در چهارشنبه چیست؟ با بررسی جشن های ایرانیان باستان در می یابیم که آنان همه روزهای خدا را مناسب کار می دانستند و اختصاص به یک روز خاص نداشتند. جشنی هم که در پایان سال می گرفتند به طور کل با آداب جشن چهارشنبه سوری متفاوت بوده است. جشن «سده» نام داشت که آیینی مربوط به کار کشاورزی و دامداری بود. پنجاه روز مانده به نوروز، به دلیل این که تابش خورشید بیشتر می شد و به اصطلاح دل زمین در حال گرم شدن بود، مردم در دشت های وسیعی خارج از شهر گرد هم جمع می شدند. در کنار آتش، شادی می کردند اما هیچ کس از روی آتش نمی پرید. نمونه های این مساله در نقاشی های چهل ستون اصفهان دیده شده است.

پس از ورود اعراب به ایران، بازمانده فرهنگ اشتباه عربی در برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در روز چهارشنبه نقش بسزایی داشت. چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بود و در آن روز کار انجام نمی دادند.

در قرآن هم، روزی از روزهای خداوند نحس اعلام نشده است و همه روزها، روز خدا است اما اعراب جاهلی با آن که مسلمان شده بودند تاکید بر نحسی چهارشنبه آخر سال داشت و همین سنت را در ایران پایه گذاری کردند و متاسفانه آن را به ایرانیان باستان و زرتشتیان نسبت می دهند.
کتاب دکتر «محمود روح الامینی» در مورد جشن های ایرانی را به علاقمندان تاریخ ایران توصیه می کنم.

رمز ماندگاری و دست نخوردگی برخی فرهنگ های سنتی چیست؟ پایه گذاری زیر ساخت های دانشی و بینشی هر جامعه ای از راه علم و آگاهی مناسب، نقش بسیار سازنده ای در پایداری و مانایی فرهنگ جوامع دارد.

به هر حال این رسم، به صورت رسم ملی درآمده و در باور مردم نشسته است. چگونه می توان فرهنگ اصیل ایرانی را در مقابل آماج فرهنگ های تقلیدی حفظ کرد؟ وقتی رسم یا آیینی به مرور جای خود را میان باورهای یک جامعه باز می کند، دیگر نمی توان با آن باورها جنگید و نگاه سلبی به آن داشت. درباره چهارشنبه سوری هم می توان گفت اشتباه بزرگ دولتمردان از اول انقلاب تا کنون این است که به جای فرهنگ سازی برای بهینه برگزار شدن این رسم ها، فقط عامریت را در پیش گرفته اند. در حالی که با آگاهی دادن و مستند کردن ماجرا، خیلی راحت تر می توانستند مساله را حل کنند.

ارکان دولت جمهوری اسلامی، باید به این امر برسند که قانونی در مجلس به تصویب برسانند مبنی بر این که جشن های باستانی را با شکل درست آن، از طریق سازمان میراث فرهنگی بازسازی و اجرا شود تا آرام آرام فرهنگ سازی صحیح از برگزاری مراسم ها صورت بگیرد. آنجاست که فرهنگ اصیل ایرانی هرگز مورد حمله فرهنگ تقلیدی بیگانه قرار نمی گیرد.

متاسفانه این رسم هم به دلیل نبود آگاهی و فرهنگ برگزاری درست آیین های سنتی، مورد بی مهری قرار گرفته است و هر سال شاهد سوختگی، قطع عضو و اذیت و آزار شهروندان در این روز هستیم؛ اشتباهی که سال به سال تکرار می شود.

مشارکت دستگاه های فرهنگی و اجتماعی تا چه میزان می تواند در ایمن سازی این مراسم کمک کند؟ چهار مرکز فرهنگی با نام های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی و در آخر شورای عالی انقلاب فرهنگی در کشور فعال هستند که حقوق می گیرند تا فرهنگ سازی درست انجام دهند. چهار سازمانی که مسوولان آن خود را وامدار فرهنگ ایران می دانند و می توانند در کنار هم برنامه مشترکی داشته باشند تا اشتباهات تاریخی را از اذهان یک ملت پاک کنند. متاسفانه هیچ کدام از این سازمان ها در کارهای فرهنگی، از پژوهشگران کمک نمی گیرند تا بتوانند راه های اجرایی برای حذف باورهای اشتباه را عملیاتی کنند.

صدا وسیما بزرگترین رسانه ملی است و در تمامی شبکه های خود می تواند این فرهنگ سازی را منتشر کند، فرهنگ سازی که در طول سال انجام شود نه دو روز مانده به مراسم شروع به یادآوری پیامد عملکردهای اجرای نادرست آیین ها کند.

از دیدگاه شما، کارزارها و کمپین ها می توانند در فرهنگ سازی پیشگیری از حوادث چهارشنبه سوری موثر باشند؟ چند عزیز هنرمند کمپینی ایجاد می کنند با این شعار که بدون ترقه و مواد آتش زا باشیم. تمامی این کارها قابل احترام است اما واقعیت آن که این اتفاق ها و شعارها لحظه ای است و زود فراموش می شود. باید آن چهار سازمان فرهنگی که نام بردم با استفاده از طراحان، مردم شناسان و پژوهشگران و با سند و مدرک معتبر، برنامه ریزی درستی ارایه دهند. برنامه ای که قابل اعتماد افراد جامعه قرار گیرد و به وسیله رسانه ملی و شبکه های مجازی منتشر شود. تا در سال های آینده، برخورد بهتری در این آیین ها داشته باشیم.

باید توجه داشت که برخورد سلبی و رفتار آمریت برای حذف آیین ها، مقاومت مردم را برمی انگیزد، مقاومتی که در برابر هر کنشی، واکنش نشان می دهد و قوی تر می شود و هر سال شاهد ابعاد گسترده تری از آسیب های اجتماعی خواهیم بود.